تبلیغات
کنارم بمان - لب بندر عشقُ حلُ طاقت دوریتو ندارم...



























کنارم بمان

دلم زیبایی را گدایی میکند.ظهور کن که تشنه ام!!

امروز سفر من به پایان میرسه وبرمیگردم خونمون
خیلی خوش گذشت وامیدوارم از اینجا به بعدشم خوش بگذره!امیدوارم رتبم اونقدر بد نشه که این مدت باقی مونده بهم زهر شه
توو مکالماتم با پسردایی جان ودایی عزیزم هم گفتم که امسال از پارسال بدتر دادم ولی نمیمونم پشت کنکور ومیرم
همه پیامارو باگوشی آبجیم کپی کردم ولی فقط دوتااز پیاماش هس توو وبم
حالا از اینا بگذریم ما رفتیم بندر سیراف!خیلی خوش گذشتآقا رازق خییییییییییییلی جک بودواقعا با آرزو خیلی خوب جفت بودن امیدوارم زندگیی سراسر شادی وخوش بختی داشته باشنینی هرچی بگم بااین جفت باحال وجک بهم خوش گذشت کم گفتم!
اما یه چیزی کم بود
دلم دو نفره هامون میخواس ولی تو نبودی
دو نفره های منو تو واقعا دیگه غیر قابل تکراره!
عشق بین منوتو بین هیچ دو نفر دیگه ای وجود نداره
دلم واسه قدم زدنای دونفرمون تنگ شده
دلم دوباره آهنگ گوش دادنامونو میخواد
دلم دوباره گم شدنای دروغکیمون واسه یه ذره تنهابودن دونفرمونو میخواد
دلم لاو ترکوندمامونو میخواد
دلم حسادتای بقیه به رابطمونو میخواد
گفتم حسادت!دیدی حسادتاشون تونس مارو ازهم جداکنه؟البته از نظرخودشون!!شاید ظاهری ازهم دور شده باشیم ولی دلامون تاابد کنارهم میمونهامیدوارم این ابدیتو کسی ازمون نگیره
من هنوزم حسودیم میشه که تو کسیو بیشتر از من دوس داشته باشی!
آهای دخترک بهم خوب گوش بده زیادی به خالت نزدیک شدیو باهاش داری یکی میشی اگه نخوای تمومش کنی میرم خالتو میکشم فهمیدی؟؟حتی حق نداری باهمسرتم رابطه ای که بامن داشتیو داشته باشی چه برسه باخالت!افتاد؟؟
من واقعا دلم واسه 15 سالگیمون تنگ شده

میدونین چیه دخترا منو انیس خیلی بهم نزدیک بوده وهستیم درحدی که وقتی مثلا من بهش دروغ میگم میفهمم که اون میفهمه که من دارم دروغ میگم ووقتی اون بهم دروغ میده خودش میفهمه که من میفهمم داره دروغ میگه ولی بازم مث احمقا دروغ میگیمو بعدا راستشو میگیم!ینی مجبوریم راستشو بگیم
کلا مادوتا اخلاقیات خاصی داریم که فقط واسه خودمون دوتا قابل تحمله ودروغ نمیگم خیلی از وقتا نگرانم که عماد میتونه بااون اخلاقیات کنار بیاد
انیس یه حقیقتو بهت بگم؟؟اون روز توو مدرسه دروغ گفتم که خوشحالم اتفاقا خیلی حالم بد شد ولی نتونستم بیانش کنم
قبل از اینکه این سفرو شروع کنم یه بحث سر دخترخواهرم شد و ته تهش هی میخواستن اینو به من بقبولونونن که من بااون کاسه یکی شدم منم گفتم شما از من خواستین اونو بپذیرم ومنم پذیرفتمش همین!من فقط اونو پذیرفتم ونه بیشتر من با هیشکی آبم توو یه جو نمیره غیر از انیس!واین یه حقیقته!
اصن چرا من همش از یه عشقی که شماها نمیشناسینش دارم حرف میزنمخب دلم واقعا واسه دونفره های غیرقابل تکرارمون تنگ شده!!

اون بخش از مکالماتمون با پسرداییمو اینجا میذارم بخونین


پسردایی جون:کنکوریهای عزیز
خسته نباشید بابات یک سال تلاش و زحمت طاقت فرسا. امیدوارم که نتیجه امتحان هم کاملا باب میلتون باشه و خرسند باشید

من:سلام
کنکور متفاوتی بود
پر از ایده های جدید و عجیب و قشنگ!
امسال بیشتر از پارسال سر جلسه آروم بودم ولی خب این احتمال میدم که نتیجم از پارسال بدتر شه!!ولی از دیروز تا الان کلی با خودم فک کردم تا ته تهش به این نتیجه رسیدم که کنکور یه اتاقه با صدها در قفل که من یه دونه کلید دارم(دانش+ استراتژی‌های من سر جلسه)و الان کلید من هر دریو که باز کنه اون میشه مسیر ادامه زندگی من و من باید اون مسیر رو با دل خوشی طی کنم و به موفقیت های پیاپی برسم آدم باید شاد باشه واز زندگیش لذت ببره و موفق باشه

پسردایی:سلام حورا خانم
شرمنده من الان این پیام شما رو دیدم!!!
امیدوارم که نتیجه موافق میلت باشد. 
این عالی هست که به زندگی این نگاه رو داری. خیلی خوشحالم که از یک پروسه پر استرس مثل کنکور همچین برداشت آرامش بخشی کردی. 
تجربه من توی زندگی، که با الهام از زندگی و راه و روش دوستان و آشنایان برام حاصل شده، میگه که "اگر الان کلید انداختی و دری باز شد که مسیرش مطلوبت نبود، باز هم قدم بردار و در ادامه راه سعی کن مسیر رو به اونی تغییر بدی که باب میلت هست. هیچوقت به خود مسیر تعهد نده بلکه به زندگیت و اونچه که باب میلت هست تعهد بده. برای زندگی بهتر هم واقعا باید تلاش کرد (فکر کنم که تجربه کنکور این رو خوب بهت نشون داده باشه). راحت نشستن و آسون گرفتن فقط باعث میشه ادامه راه سخت تر و تکراری تر بشه برات"
امیدوارم همیشه موفق باشی



اگه بقیشم گیر آوردم میذارم

نوشته شده در یکشنبه 3 مرداد 1395 ساعت 11:00 ق.ظ توسط سنجاب شکمو نظرات |


 Design By : Pichak