تبلیغات
کنارم بمان - برگشتم پرقدرت پرانرژی؛)



























کنارم بمان

دلم زیبایی را گدایی میکند.ظهور کن که تشنه ام!!

سلام
اینوریا سلام
اونوریا سلام
عزیزام سلام
گل بانوام سلام
نازنینام سلام
دوستای گلم سلام
مهربان ها ومهربانوهای دست گلی که اینجا رو میخونین سلام
همگی سلام
من دوباره برگشتم
دوباره اومدم عذااااااااااااااااااابتون بدمالهی قربون خدا برم که منو فرشته عذاب دیگران آفرید
زلزله 12 ریشتریتون برگشت
حال واحوالات دوستای گلم چطوره؟؟؟؟؟؟
خوبین عزیزای دلم؟؟؟؟؟؟؟
خیلی دلم براتون تنگ شده بود بچه ها
خب انتخاب رشته دیروز تموم شد ومنم درگیریام بالاخره تموم شد وبرگشتم اینجا تا دوباره شیطونی کنم وشمارو عذابتون بدمخدا بهتون رحم کنه
امروز دوباره ورزشمو شروع کردم
همچین میگم ورزش یکی نفهمه فک میکنه چه کارایی میکنم
خب دلمان سخت برای خل بازی وشیطنت تنگولیده است
راستی به این نتیجه رسیدم من آدم بشو نیستم!فک میکردم این یک سالی که موندم پشت کنکور عاقل شدم ودیگه سرکلاس شیطونی نمیکنم ولی این کلاسای رانندگیو که میرفتم فهمیدم واقعا زهی خیال باطل!البته چون کلاسمون دختروپسر باهم بود خیلی تلاش میکردم زیاد شیطونی نکنم و یه ذره هم موفق بودم!تازه عادت خوابیدن سرکلاسم رو هم همچنان حفظ کردم!قربون خودم برم که اینقد آدم ثابتیم که یک سال سرکلاس نبودم ولی همچنان عادت هامو حفظ کردمتازه یکی از دخترایی که توو کلاسمون بود من اصلا نمیشناختمشا دراومد بهم گفت حورا هنوزم عادت داری سرکلاس میخوابی؟گفتم تو از کجا میدونی؟گفت همه میگن
فک کنم سختترین کار دنیا انتخاب رشتساول همه پزشکیا رو زدم بعدش همه داروسازیا بعدش دندون پزشکیا بعدش یه دونه تربیت معلم داشتیم زدم بعدش 4تا بینایی سنجی بود سه تاشو زدم بعدش همه فیزیوتراپی ها به جز زاهدان و10 11تاهم علوم آزمایشگاهی زدم
میخواستم گفتاردرمانی وکاردرمانیم بزنم ولی داداشم گف نمیخواد تازه جاشم نداشتم!!149تا انتخاب کردم!البته میخواستم 150تاانتخاب داشته باشم ووقتی ثبت رو زدم گفت یه کد رشته دوبار تکرار شده دیگه چون وسط داروسازی بود حوصلم نشد از اول همشونو بیارم بالا آخرش یه دونه رشته اضاف کنم دیگه واسه همین شد149تا!!
تازه حالا باز انتخاب رشته آزاد شروع شه درگیر میشم
اگه واسه مصاحبه تربیت معلم بهم زنگ بزنن میرم خرابش میکنم!من نمیخوام معلم بشم!اینکه زدمش هم فقط به احترام بابام بود ولی برم اونجا اولین حرفی که میزنم میگم من نمیخوام معلم شم وحضورم دراینجا فقط رفع تکلیفیه
بابام بیدار شد گف ساعت چنده گفتم 7.15 گف ای بابا دیر شد که!بعد ساعت 7.5 میگه زنگ بزن واسه نعیمه توو کانون!منتظر بودم آبجیم جواب بده گف ماامروز صب رفتیم اونجا آره؟؟گفتم چیزی که من یادمه تو صب بعد نمازوقرآنت خوابیدی!گف صب؟؟ای بابا من فک کردم عصره خب هیچی قط کن کسی نیس اونجا که جوابتو بدهالهی قربون بابام برم که اینغد ذهنش درگیرهای خدا حاج طالبمونو بیدار کن زودتر
راستی سارا یا فاطمه نوه حاج طالبم به دنیااومدهینی وقتی ما سفر بودیم به دنیااومدا ولی خیلی وقت نیس که از بیمارستان مرخص شده چون 8ماهه به دنیااومد!قربونش برم یه ریزه میزه جیگره ها!خیلی فندقی بود فداش بشمالحق والانصاف توو جیب جا میشدنه به نوش که اینغد عجله داشت واسه به دنیااومدن نه به خودش که از اول مهر تاحالا خوابه
خب بچه ها از این به بعد دوباره احتمالا هرروز پست میذارم خوشحال میشم همراهیم کنین

نوشته شده در دوشنبه 1 شهریور 1395 ساعت 07:17 ق.ظ توسط سنجاب شکمو نظرات |


 Design By : Pichak