تبلیغات
کنارم بمان - زندگی عجیب



























کنارم بمان

دلم زیبایی را گدایی میکند.ظهور کن که تشنه ام!!

یه چیزایی واسم خیلی عجیبه
مث اینکه مامانم چطور میتونه اونقد کار کنه ونذاره برم کمکش که من درس بخونم وچطور من این پتانسیلو دارم که ساعت ها به جای درس خوندن توو فکر برم وکتاب جلوم باز باشه بدون اینکه یه صفحشو بخونم!!
یااینکه چطور بابام رو دقیقه هاوثانیه های من حساسه وسعی میکنه وقت من حدر نره وچطور من خیلی راحت همه چیو خراب میکنم!!
ولی اینا خیلیم عجیب نیستن
چیزی که عجیبتره اینه که چرا عموم خوابه ومن صداشو میشنوم!!
بعضی وقتا بااینکه خیلی غرق درسم یهویی صداشو میشنوم!!
صداش از پشت دیوار میاد!!ولی خب اون خوابه!!هرچی بهش فک میکنم به هیچ نتیجه ای نمیرسم!!من توهم میزنم یاحقیقت داره؟؟؟؟
یادم میاد من صدای مریمم میشنیدم
شبایی که اونجا میخوابیدیم نصف شب صدام میزد بلن میشدمو جوابشو میدادم ولی دیگه هیچی نمیگفت
مریم دلم برات تنگ شده بهشت خوش بگذره بهت
صدای عموم یه صدای واقعیه
مریم اصلا نمیتونس حرف بزنه یاراه بره وبشینه!!فلج نبودا مادرزادی اینجوری بود!!الان عسل دخترخالشم همینطوریه!!البته عسل چون خیلی بردنش دکتر الان میتونه بشینه
دلم واسه صدای عموم تنگ شده
دلم واسه خندیدناش تنگ شده
دلم واسه زهرایی گفتناش تنگ شده
عموجونم میشه لطفا زودتر بلن شی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در پنجشنبه 13 اسفند 1394 ساعت 11:03 ق.ظ توسط سنجاب شکمو نظرات |


 Design By : Pichak